تبليغاتX
آتشكده

آتشكده

ناراحت نباش فقط آگاه باش که ستم باقی نمی ماند

و اما كاپيتولاسيون...

 

بي ترديد تاكنون از قضيه كاپيتولاسيون در تاريخ ايران و منحصرا" تاريخ پهلوي بسيار شنيده و خوانده ايد. متاسفانه همه آنچه كه امروز از كاپيتولاسيون مي دانيم و مي شناسيم تحريفي است ناجوانمردانه كه در لفافه تاريخ به تدريج رنگ واقعيت يافته و كمتر كسي راجع به درستي يا نادرستي آن بحث مي كند و همه متفق القول بر اين باورند كه اين اقدام شاه توافقي ننگين و لكه ننگي بود در تاريخ ايران. حتي آنان كه از سياستهاي شاه فقيد حمايت مي كنند بر اين باورند كه شاه براي گرفتن امتياز از آمريكا تن به چنين كاري داده است. اما اصل قضيه به كلي چيز ديگري است و آنچه ما امروز به نام كاپيتولاسيون مي شناسيم به واقع نه كاپيتولاسيون كه تلاشي بود براي احقاق حق همان مردمي كه در سال 57 بالاخره حق خود را گرفت!! ريشه هاي اين به اصطلاح كاپيتولاسيون را بايد در ذهن يك شارلاتان جست؛ شارلاتاني كه مي گفت قلبش در فشار است و شبها خوابش نمي برد! امروز كشف اين واقعيت كه همه آن بي خوابيها و فشارهاي قلبي (!) براي چه بود چندان دشوار نيست اما در روزگاري كه شارلاتان ژان والژان بود اگر كسي مي گفت اين حرفها بهانه جويي و چوب لاي چرخ گذاشتن است او را بي غيرت و وطن فروش مي خواندند و چه بسا تكفيرش مي كردند. باري گذشت سالها به خوبي روشن ساخته كه آن عربده جوييها براي چه بود و آن مردك تاريخ دان (!) كه در شبكه دو سيماي جمهوري اسلامي از تاريخ پهلوي مي گويد و كتاب خواني اش را به رخ من و شما مي كشد بهتر بود با اجازه اربابانش كمي هم از واقعيت كاپيتولاسيون مي گفت گرچه مي دانم از چنين مزدوراني توقعي بي جاست. اين گفتار صرفا" يك نبش قبر تاريخي نيست و از چند بعد حائز اهميت است:

 

1- قضيه كاپيتولاسيون بزرگترين حربه براي فريب افكار عمومي در تاريخ انقلاب 57 بود.

2- تاريخ انقلاب آنقدر يكطرفه است كه بزرگترين واقعيت تاريخي مورد استناد آن كه كمتر كسي در درستي آن شك مي كند٬ به آساني رنگ مي بازد. با اين وصف حساب ساير تاريخ سازي ها و (نا)مردان تاريخ ساز انقلاب (!) روشن است.

3- نماياندن تاثيرات سوﺀ ناداني و سانتيمانتاليسم در سرنوشت يك ملت

 

به لحاظ اهميت مبحث٬ گفتار حاضر با موشكافي خاصي عمل كرده است و لذا شايد قدري طولاني به نظر برسد. اما از طرفي اگر اين گفتار را با حجم تحريفهايي كه تا كنون صورت گرفته و از زبان دوست و دشمن بيان شده٬ مقايسه كنيم چندان به بيراهه نرفته ايم. البته قصد داشتم گفتار حاضر را در دو قسمت تنظيم كنم و با فاصله زماني تقديم عزيزان كنم كه بيم آن داشتم رشته كلام از دست برود و بحث آنطور كه شايسته است تبيين نشود و لذا بر آن شدم تا كل آن را در يك مقال بياورم كه البته حوصله دوستان خوبم را مي طلبد.   

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت   توسط ايرانيكا  |