تبليغاتX
آتشكده

آتشكده

ناراحت نباش فقط آگاه باش که ستم باقی نمی ماند

كوروش احمدي؛ فريادي كه خاموش نخواهد ماند

 

گر چو فرهادم به تلخي جان بر آيد باك نيست

بس حكايتهاي شيرين باز مي ماند زمن

 چندي پيش بود كه با دوست عزيزم كوروش احمدي در تارنگار ايشان آشنا شدم. راستش از اينكه كسي با اسم و مشخصات كامل خود از خباثت اين سفاكان بنويسد كمي جا خورده بودم. و اين سوال در ذهنم پديد آمده بود كه آيا نويسنده متوجه خطراتي كه تهديدش مي كند هست؟ شايد هنوز طرف مقابلم را خوب نمي شناختم و البته همينطور بود. كوروش احمدي از مرز خطر گذشته بود و براي ما كه هنوز پشت مرز بوديم رفتارش قابل درك نبود. اما اين سوال و عدم آگاهي از سابقه درخشان ايشان در مبارزه با ستمكاري كفتار صفتان مانع از آن نبود كه جسارتش را بستايم و تارنگارش را به تارنگارم گره بزنم. نامه اي كه خطاب به سيد علي گدا رهبر ديكتاتور ايران نوشته بودند اوج اين شهامت بود و ازآن دسته از دوستاني كه هنوز اين نامه را نخوانده اند دعوت مي كنم به اينجا بروند. البته كوروش احمدي خود در خلال نامه پيش بيني كرده بود كه بعد از اين نامه چه سرنوشتي انتظارش را مي كشد. گذشت تا اينكه چند وقت پيش از خانم شيما احمدي دختر ايشان پيامي با اين مضمون دريافت كردم:

 

سلام بر هموطنان خوبم

۹ روز از ربوده شدن پدرم کوروش احمدی می گذرد متاسفانه هنوز هیچ خبر قطعی از پدرم در دست نیست و این در حالی است که بعد از انتشار نامه پدرم به خامنه ایی این اتفاق رخ داد از همه دوستان وبلاگ نویس تقاضا دارم مرگ یعقوب مهر نهاد می تواند درس خوبی برای ما باشد
آنچه دختر نازنین یعقوب مهر نهاد هم اکنون بعد از مرگ پدر می کشد درد آور است
نگذارید آن درد طاقت فرسا سراغ من هم بیاید

متشکرم شیما احمدی کرج

 

متاسفانه كار زيادي از دستم ساخته نبود جز اينكه با شيما احمدي دختر بزرگوارشان و خانواده ايشان ابراز همدردي كنم. اما اين قانعم نمي كرد و نمي كند. صد البته كه كوروش عزيز تنها كسي نيست كه فقط و فقط به جرم عدالتخواهي صابون اين رژيم ضد بشري به تنش خورده است. كوروش احمدي، مظهر فرياد خاموش ملتي است كه چوب ندانم كاريها و جهالتش را مي خورد. ما وبلاگ نويسان، كه كوروش عزيز هم خود يكي از ماست، بر خلاف او البته از دور دستي بر آتش داريم ولي آنچه رژيم از آن واهمه دارد در لايحه پيگرد وبلاگ نويسان متخلف! كه در مجلس اراذل اسلامي مطرح شده، به خوبي نمود يافته است و نشان از آن دارد كه اين صنف مي تواند كارهايي بكند كه در كنار اعتراضات علني مي تواند اين رژيم رسوا شده را رسواتر كند و ضربه هاي كاري بر پيكر آن وارد كند. نمي خواهم از بحث اصلي ام فاصله بگيرم ولي مي گويم رژيمي كه از تجمعي كوچك در خاوران چنان وحشت مي كند كه با چند هزار نيروي مزدور وارد صحنه مي شود طبلي توخالي است كه فقط سرو صد مي كند. رژيمي كه از كوچكترين پايگاه مردمي برخوردار نيست واقعيت اين است كه آفتاب لب بام است و اين همه دست و پا زدن همه براي اين است كه وانمود كند تازه كله سحر است! باري، در فضايي كه هر فرياد عدالتخواهي بلافاصله سركوب مي شود بايد مثل اشباح بود تا دشمن نداند از كدام سوراخ گزيده مي شود و فقط دور خودش بپيچد. البته كوروش دوست داشتني تفكري والاتر و همتي عالي تر دارد كه چنين رو در رو با دشمن مي ستيزد و از فريادهاي او و امثال او بود كه نداي عدالتخواهي در گوش ايران پيچيد و امروز كار را به جايي كشانده كه رژيم از سر ناچاري در مجلس لايحه تصويب مي كند تا جلوي اين سيل بنيان كن فريادها را بگيرد...و زهي خيال باطل! كوروش احمدي اكنون در بند است و اين مسئوليت ما را صد چندان مي كند. آنچه در حال حاضر مي توان انجام داد اين است كه به هر نحو ممكن صداي مظلوميت او را به گوش همگان برسانيم تا شايد جلوي اقدامات جنون آميز گرفته شود و خبرهاي بيشتري از او به دست آيد. يكي از اقدامات عملي مي تواند طراحي لوگو و پخش آن در ميان وبلاگها باشد كه  شخصا" با كمال ميل تا جايي كه بتوانم از اين كار دريغ نخواهم كرد. متاسفانه خودم از طراحي لوگو زياد نمي دانم اما از دوستاني كه تخصص لازم را در اين زمينه  دارند تقاضا دارم زحمت اين كار را بر عهده بگيرند تا فرياد عدالتخواهي او بيش از پيش طنين انداز شود. بسيار خوشحال ميشوم اگر دوستان با نظرات خود راهكارهاي بهتري ارائه نمايند. در پايان به خانم احمدي و خانواده ايشان عرض مي كنم كه كوروش تنها نيست.  ما با كوروش هستيم و كوروش در ماست ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت   توسط ايرانيكا  |