تبليغاتX
آتشكده

آتشكده

ناراحت نباش فقط آگاه باش که ستم باقی نمی ماند

رزمايش نيروي انتظامي: شوخي يا جدي؟!

              

همانطور كه مي دانيد اخيرا" نيروي انتظامي جمهوري اسلامي با حضور 30 هزار تن از پرسنل خدوم! خود و با هدف مبارزه با حوادث طبيعي (!) و مقابله با بحرانهاي داخلي و نزاع هاي شهري (؟!) رزمايشي را در سطح تهران برگزار كرده است و خلاصه به زبان بي زباني و بعد از كلي بازي با كلمات به ما فهماندند كه مردم شهيد پرور ايران! بهوش باشيد كه نيروي انتظامي بيدار است و دست از پا خطا كنيد دودمانتان بر باد مي رود!

اولا" سوال اين است كه اگر نيروي انتظامي قرار است به مقابله با حوادث طبيعي برود پس ستاد حوادث غير مترقبه اين وسط چه كاره است؟  البته اين تداخل وظايف و بهتر بگويم چند شغلگي نهادهاي دولتي در جمهوري اسلامي پديده تازه اي نيست. كافي است يكي از گفتگوهاي اقتصادي- اجتماعي خبر شبكه دو را ببينيد كه در آن چند مسئول دولتي هم حضور دارند. فرض كنيد قرار است پروژه اي اجرا شود و مجري محترم برنامه در خلال يك بحث داغ و پرملاط مي پرسند: خب آقاي ... حال كه برنامه اي جامع در دست داريد بي زحمت بفرماييد كه اين طرح سرانجام كي عملي خواهد شد و مردم از نتايج آن بهره مند خواهند شد؟ جناب مسئول بادي در غبغب انداخته مي فرمايند: اين طرح طرحي بسيار جامع و براي تحقق آن شرايطي لازم است كه بر خود لازم مي دانم اختصارا" عرض كنم؛ من به شخصه در اين وزارتخانه قول مساعد مي دهم كه اگر اداره آب و فاضلاب همكاري كند، سازمان حفاظت محيط زيست مجوز بدهد، شهرداري زمين در اختيار بگذارد، راه و ترابري قدري انعطاف به خرج داده و به نظر لطف در ما بنگرد و... و در ضمن اگر بانك مركزي وام مورد نظر را پرداخت نمايد و در آخر هم اگر خدا خواست در جهت اجراي اين پروژه با قطعيت تمام قدم مي زنيم (در ره ملت به صدق!) و از قرار معلوم چنان كه افتد و داني چند ماه بعد از اين نشست تاريخي خبر مي رسد كه طرح مورد نظر به دلايلي نامعلوم راكد مانده و ظاهرا" كان لم يكن تلقي شده و باز هم ظاهرا" حق با آنهاست چرا كه دلايل آن كاملا" نامعلوم است. مثلا" نمي دانيم اداره آب و فاضلاب همكاري نكرده و يا  اينكه سازمان محيط زيست مجوز مربوطه را صادر نكرده است. كسي چه مي داند! شايد ادراه راه و ترابري انعطاف به خرج نداده و شايد هم بانك مركزي وام مزبور را نپرداخته  و از همه مهمتر شايد خدا نخواسته است! از بحث دور نشويم. حدس من اما اين است كه اين كلمه كاملا" بي ربط (حوادث طبيعي) را وسط اهدافشان آورده اند تا بدون آنكه خيلي به خود زحمت بدهيم گوشي دستمان بيايد.

دوم اينكه اگر می خواهند در مجرمین ترس و وحشت ايجاد کنند چرا در انظار مردم غير مجرم رزمايش بر گزار مي كنند. تنها در يك صورت اين رزمايش قابل توجيه است و آن اينكه بپذيريم از ديد آقايان تمام مردم مجرم هستند مگر اينكه خلاف آن ثابت شود. مجرم نه به معني اراذل و اوباش، مجرم به اين معنا كه اين مردم براي نظام خطر بالقوه محسوب مي شوند. حتي اگر بپذيريم كه قصد آنها ترساندن مردم نبوده (كه هست) دست كم بايد پذيرفت كه تحقق امنيت نه با اوباشيگري كه با اعتماد به مردم و سپردن مسئوليتهاي اجتماعي به دوش آنان امكانپذير است و اين 30 هزار نفر اگر صد هزار نفر هم باشند تا وقتي فرهنگ امنيت تعاريف تحريف شده خود را دارد روز به روز بر ميزان جرم و جنايت افزوده مي شود و البته كه دغدغه اصلي اينها حفظ نظام هستند نه تامين امنيت من و شما. 

اما نتيجه؟ از يك طرف نمي توان انكار كرد كه هدف آنها زهر چشم گرفتن از مردم بود و كاملا" هم آگاهانه اين كار را كردند. از طرفي ديگر اين رزمايش بيش و پيش از هر چيز نشان دهنده ترس و وحشت رژيم از دگرگونيهاي عميق اجتماعي است و رژيم با اينكه از قبل اين مطلب را پيش بيني مي كرد باز هم پيامدهاي ناخوشايند آن را پذيرفت و دست به اجراي آن زد تا به هر قيمت علنا" مردم را تهديد كند. پس بايد نتيجه بگيريم كه تحولات جدي هستند و گويا سربازان گمنام امام زمان شواهدي جدي در دست دارند كه نشان مي دهد زنگ هشدار به صدا در آمده و رژيم بيش از هر زمان ديگري خطر واژگوني را احساس مي كند به طوري كه او را واداشته چنين بي مهابا به ميدان بيايد و شمشير را از رو ببندد.

شخصا" بر اين باورم كه وقتي آستانه تحمل جامعه لبريز شود هيچ نيرويي جلو دار آن نخواهد بود و اين دست و پا زدنها هم به هيج جا نخواهد رسيد. واقعيت اين است كه جامعه امروز ايران درست به انبار باروتي مي ماند كه منتظر يك جرقه است. اين جرقه حمله آمريكا خواهد بود يا حادثه ديگري بايد صبر كرد و ديد. در مجموع مي توان گفت اين رزمايش و حركات مشابه آن نشانه هاي خوبي براي همه آزاديخواهان است...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت   توسط ايرانيكا  |