آقاي اردوغان، 12 دقيقه هم براي شما زياد است!

اين بار نمي خواهم از سران خوشنام (!) جمهوري اسلامي بنويسم. اين بار مخاطبم جناب رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه است. البته اين به اين معني نيست كه قصدم پرداختن به مسائل كشوري است كه دخلي به من ندارد، بلكه به اين معني است كه رفتار اين ترك اسلامگرا نتايجي دارد كه از فهم شخص او خارج است و دودش به چشم كل منطقه و جهان خواهد رفت. گويا ايشان به اجلاس داووس آمده بود تا با يك حساب دو دو تا چهار تا سود سياسي هنگفتي به جيب بزند. در مباحث اقتصادي معمولا" اينطور است كه يك بنگاه اقتصادي براي خود اهداف كوتاه مدت و بلند مدت در نظر مي گيرد...كوتاه مدت آن مي شود "طرحهاي زود بازده" جناب احمدي نژاد رييس جمهور محبوب خودمان (!) كه از بركت آن به قول خواجه شيراز "كارم به كام است الحمد لله"! و بلند مدت آن مي شود "افق چشم انداز ايران در سال 1400" كه اگر فقط جنبه اقتصادي آن را در نظر بگيريم (از لحاظ فرهنگي و ساير موارد مسئولان ما فوندانسيون لازم را از هم اكنون مهيا كرده اند!!) با وضعيت مواج قيمت نفت، اقتصاد نفتي ايران و البته كيسه سوراخ اقتصاد ايران از هم اكنون پيداست كه چه عزتي در انتظار ماست! پس چه بهتر كه ايران 1400 را از هم اكنون بر قله عزت و كرامت بنشانيم و حلوا حلوا كنيم تا كمي كام مردم شيرين شود!!
اما حكايت آقاي اردوغان مثال دو روي سكه است. در كوتاه مدت جناب اردوغان برنده است و به قول "سيد علي" ما "به فضل الهي" دشمن را شكست داده است. اين دشمن مي تواند يك رقيب انتخاباتي باشد كه مثل جناب اردوغان اهل معلق بازي نيست، به دو دليل: يا فرصت آن پيش نيامده يا رقيب مورد نظر ابتكار لازم را براي چنين برگ برنده اي نداشته است تا سوار بر موج احساسات غليان يافته از اين رشادت ملي (!) شهره شهر شود. ممكن است عده اي بگويند: آقا تو از كجا مطمئني كه اهداف انتخاباتي مد نظر اين مرد شريف بوده است؟! اين سوال در ذهن هر كسي مي تواند شكل بگيرد. اما پاسخ آن را با اندكي ضريب هوشي مي توان يافت: يك فرد عادي (يا عامي!) كه از تحولات جهاني و منطقه اي و تحركات موذيانه و ويرانگر اسلامگراياني همچون حماس و حزب الله (به رهبري جمهوري اسلامي) بي خبر است يا آنطور كه بايد خبر ندارد، اگر چنين رفتاري از خود نشان دهد سوالي در ذهن كسي شكل نمي گيرد. اما سوال اين است كه آيا آقاي اردوغان تهديدات علني جمهوري اسلامي و سركردگان آنها در لبنان و فلسطين را مبني بر نابودي اسراييل نشنيده است؟ آيا آقاي اردوغان نمي داند كه اين حماس بود كه آتش بس را تمديد نكرد تا آتش جنگ شعله ور شود؟ آيا آقاي اردوغان نمي بيند كه بعد از توقف جنگ هنوز هم از نوار غزه به سوي اسراييل موشك پرتاب مي شود؟ آيا آقاي اردوغان نمي فهمد كه تروريستهاي حماس بين مردم بي دفاع و همان كودكاني كه به خاطر آنها در اجلاس داووس رگ گردنش ورم كرده بود، پناه گرفته بودند؟ آيا اردوغان كه خطاب به پرزيدنت شيمون پرز مي گويد "شما فقط بلديد زنان و كودكان را بكشيد"، براستي بر اين باور است كه در غزه فقط زنان و كودكان كشته شده اند؟ اين حرف حرف دل كسي است كه از ديدن خون بي گناهان دلش به درد مي آيد و بلافاصله انگشت اتهام را به سمت اسراييل نشانه مي رود، نه گرگ باران ديده اي همچون آقاي اردوغان كه خوب مي داند پس پرده چه خبر است؟ او تعمدا" حرف دل آن شهروند ترك را به زبان مي آورد تا وانمود كند كه چه نماينده شايسته اي براي مردم تركيه خواهد بود؟ البته اينها دخلي به من ندارد كه گفته اند صلاح مملكت خويش خسروان دانند.
آنچه به من و همه جهان مربوط مي شود نتايج بلند مدتي است كه آن روي سكه را مي سازد. مي دانم آقاي اردوغان اكنون سرمست تر از آن است كه بتواند نتايج بلند مدت عمل خود را دريابد. البته اين فرضيه را هم مي توان مطرح كرد كه اردوغان قصه ما مستقيم يا غير مستقيم سنگ اسلامگرايان افراطي را به سينه مي زند تا صابونشان به تن تركيه نخورد. اما طيب اردوغان نمي داند كه با حمايت از افراطي گري اسلامي، اسلاميست هاي افراطي را با دست خود به داخل تركيه مي كشاند. جاي دوري نرويم: ايران ما، پاكستان و افغانستان نمونه هاي بارز كشورهايي هستند در همسايگي دور و نزديك تركيه كه سنگ اسلام افراطي را به سينه مي زنند. وضعيت داخلي اين كشورها خود گواه همه چيز است به شرط آنكه عاليجنابان اردوغان و عبدالله گل چشم خود را باز كنند. سران عراق هم اگر هوشيار نباشند دير يا زود به دام خواهند افتاد. حال سوال اين است كه آقاي اردوغان چه چيزي را فداي چه چيز كرده است؟ آيا وقت آن نرسيده است كه سياست مردان تركيه يكبار براي هميشه و با صداقت از خود بپرسند چرا اتحاديه اروپا حاضر نيست آنها را به عضويت بپذيرد؟ اتحاديه اروپا حق دارد شما را به جمع خود راه ندهد، آقاي اردوغان!
نگراني اصلي اما نه خود تركيه كه گسترش دامنه عمل اسلامگرايان افراطي است كه شماتت اسراييل را حمايت از خود مي دانند خاصه آنكه كسي مثل اين دلاور ترك (!) يك طرفه به قاضي برود و همه كاسه كوزه ها را سر اسراييل بشكند و تازه شاكي هم باشد كه چرا فقط 12 دقيقه به او وقت داده اند! اينها همه در حالي است كه تركيه مثلا" با اسراييل روابط ديپلماتيك دارد و جالب آنكه آقاي احمدي نژاد و ساير اكابر جمهوري اسلامي كه چشم ديدن اسراييل را ندارند به اخوي رجب تبريك مي گويند!!
شما موقتا" به منظور خود رسيديد آقاي اردوغان اما بهاي بلند مدت آن ممكن است بيش از تصور برايتان گران تمام شود. آقاي اردوغان، اينكه شما مي دانيد چه خطري را متوجه تركيه مي كنيد يا نه براي من ايراني اپسيلوني اهميت ندارد ولي اگر قرار باشد توسط تريبوني كه در اختيارتان گذاشتند امنيت منطقه و جهان را بيش از اين به خطر بياندازيد تا جا براي جاه طلبي هاي يك مشت تروريست پيرو ملاي ايراني بيش ار پيش باز شود، آن 12 دقيقه فرصتي كه براي صحبت به شما دادند از سر شما هم زياد است!

لابد بهتر از من قصه برنامه نود و عادل فردوسي پور را شنيده ايد و خوانده ايد. پس از آغاز جنجال آفريني تربيت بدني و فدراسيون فوتبال براي عادل و برنامه نود و در آن نخستين دوشنبه عذاب آور كه عادل با ظاهري ژوليده و نگاهي كه برق هميشگي اش را نداشت در برنامه حاضر شد همگان عطش قدرت طلبي تماميت خواهان را به وضوح ديدند...هم آناني كه انتقادي ساده را بر نمي تابند و عادل دوست داشتني ما را كه بر خلاف بسياري از مجريان چاپلوس سيما نان به نرخ روز نمي خورد، به تضعيف نظام و پايمال كردن خون شهدا متهم كردند!! بايد از اينان پرسيد عادل خون شهدا را پايمال مي كند يا شماياني كه خون شهدا را آلت دست خود قرار داده ايد؟! تا تقي به توقي مي خورد خون شهدا را وسط مي كشيد و زمين و زمان را به هم مي دوزيد كه آقا چه خبر داريد كه نظام بر باد رفت...نظامي كه انتقادي ساده را آن هم در بخش ورزشي و منحصرا" فوتبالي تاب نمي آورد همان بهتر كه از دست برود. اگر يك انتقاد به حق چنين شما را آشفته مي كند بي زحمت تعارف را كنار بگذاريد و با صراحت تمام بگوييد ما بي لياقتيم و برنامه نود بي لياقتي ما را به رخمان مي كشد. آقاي سردار عزيز محمدي! شما را چه به ورزش؟!! سردار كجا هستيد شما كه سر از ورزش فوتبال در آورده ايد؟ شما بايد هم نگران موقعيت نظام باشيد چون موقعيت نظام، موقعيت شماست. من هم اگر جاي شما بودم رياست سازمان ليگ را به كار در كوره آجرپزي ترجيح مي دادم! بعيد مي دانم امثال تو بتوانند حتي براي عيالشان يك برنامه خانگي مناسب بريزند، آن وقت نشسته ايد براي فوتبالي با اين تشكيلات وسيع برنامه ريزي مي كنيد؟! نشسته ايد پشت ميزتان و دلتان خوش است كه مشغول رتق و فتق امور فوتبال و برگزاري ليگ هستيد!! برگزاري مسابقات ليگ آن هم 2 ساعت پس از تحويل سال خنده دار نيست؟ جا به جا كردن مرتب برنامه بازيها در ليگ مثلا" حرفه اي خنده دار نيست؟ آيا بيننده تلويزيوني از خود نمي پرسد كه ما چطور فدراسيون برتر آسيا شديم؟ مگر آقاي آخوندي نفرمودند "ما نوكر همين مردم هستيم"؟! (چه ميكنه اين آقاي آخوندي!) آيا حرف عادل حرف دل مردم نبود؟ بماند كه جناب آخوندي نوكر چه كسي يا كساني است، و بماند كه ما او را به عنوان نوكر قبول داريم يا نه، اما مردم ايران در اين سي سال دست كم فرق شعار را با عمل خيلي خوب مي فهمند.


