اين روزها اتفاقي ذهن جامعه آمريكا را تا حدودي به خود معطوف كرده است كه قبل از هر چيز آنچه را در ايران مي گذرد برملا مي كند. اينكه مي گويم اين حادثه حساسيت جامعه آمريكا را برانگيخته است صرفا" نقل قول برخي از خبرگزاريهاي خارجي نيست (كه به قول بعضيها جز نشر اكاذيب كاري ندارند!!!) بلكه روايت مستقيمي است از قول دوستان آمريكايي ام. جالب آنجاست كه آنها مي خواستند خبري از من بشنوند غافل از آنكه خود من هم خبر چنداني در اين باره ندارم و چند وقت پيش فقط اشاره اي از اين حادثه را در جايي خوانده بودم و خيلي پيگير نشده بودم. البته براي ما كه سالهاست حقوق شهروندي خود را فراموش كرده ايم و غالبا" حتي از حال هم بي خبريم شايد اين ميزان حساسيت براي يك شهروند و جان او ابهام آميز و تا اندازه اي ناشناخته باشد. باري اهميت اين حادثه آنجاست كه اين شهروند روزنامه نگار آمريكايي اصالت ايراني دارد كه رژيم ايران او را چهار هفته پيش بازداشت كرده است و در حال حاضر هم خبري از او در دست نيست. اين وجه تسميه جالبي است براي ديدن چهره جهاني رژيمي كه اكنون سي سال است كه زندگي را بر شهروندان ايراني تنگ كرده است. شكي نيست كه اصالت ايراني ركسانا صابري نگاهها را ناخودآگاه به سمت شهروندان ايراني و زندگي آنها معطوف مي كند و از اين ديد شايد نتوان به سادگي از كنار آن گذشت. پيشتر زهرا كاظمي تبعه كانادا به سرنوشتي مشابه دچار شد كه عاقبت خوشي براي او نداشت و به مرگ او منجر شد و شايد همين مساله را كمي براي آمريكاييان حساس تر كرده است. و البته اين حادثه براي آقاي اوباما هم درسهاي فراواني دارد كه گويا گمان كرده است با كساني غير از گروگان گيران كاركنان سفارت امريكا در سال 57 روبروست! گفتار اين مجال ترجمه گزارشي است از روبرت مكي (Robert Mackey) كه 4 مارس 2009 (ديروز) در پايگاه خبري ليد (The Lede) وابسته به سايت روزنامه نيويورك تايمز منتشر شده است و شرح كامل اين ماجرا را با نگاهي دقيق و در كل منصفانه آورده است. به سبب اهميت موضوع دوست داشتم هم دوستان ايراني ام در جريان آن باشند و هم به قولي كه به دوستان امريكايي ام داده ام عمل كرده باشم. براي ديدن اصل گزارش به اينجا برويد.
ايران مي گويد گزارشهاي فرد آمريكايي "غير قانوني" بود

دوشنبه در تهران حسن قشقاوي سخنگوي وزارت امور خارجه گفت ركسانا صابري، روزنامه نگار مستقل آمريكايي كه چهار هفته قبل در ايران بازداشت شده بود، در حال انجام كاري "كاملا غيرقانوني و غيرمجاز" بود.
بر اساس گزارش اسوشيتد پرس آقاي قشقاوي خاطر نشان ساخت كه ايران مجوز خبرنگاري خانم صابري را در سال 2006 باطل كرده بود، اما او "نگفت كه آيا اين روزنامه نگار مستقل 31 ساله كه براي راديوي ملي سراسري (National Public Radio) و رسانه هاي ديگر گزارشگري كرده بود، در زندان است؟"
براساس گزارش نازيلا فتحي در نيويورك تايمز يكشنبه، دستگيري خانم صابري نخستين بار زماني افشا شد كه پدر وي رضا صابري به اسكات سيمون (Scott Simon) از راديو ملي سراسري گفت كه دخترش از "مكاني ناشناس" در ايران با او تماس گرفت تا خبري دستگيري خود را به او بدهد.
آقاي صابري بر اساس توضيح دخترش به راديو ملي سراسري گفت كه او در پي خريد يك بطري مشروب كه در ايران غيرقانوني است بازداشت شد. آقاي صابري افزود كه فكر مي كند اين مساله فقط بهانه اي براي دستگيري بود زيرا ايرانياني كه در حال خريد مشروب دستگير شوند معمولا" جريمه مي شوند نه زنداني.
هومن مجد، نويسنده ايراني-آمريكايي، كه اخيرا كتاب "آيت الله ها زار مي زنند تا متفاوت باشند: پارادوكس ايران نوين" (1) را منتشر كرده است، امروز در مصاحبه با ليد گفت:
"اين روزها حتي جريمه هم نادر است، مگر اينكه عمل ارتكابي نيشي با جوالدوز باشد و آنها دنبال توزيع كنندگان باشند. مشروبات الكلي نه تنها در سطح گسترده بلكه در شهرهايي مثل تهران در منازلي كه بالاتر از يك سطح اقتصادي اجتماعي مشخص هستند، وجود دارد.
به زعم من در سالهاي اخير غير از معطلي چند ساعته در كلانتريها و پرداخت جريمه به خاطر نوشيدن يا خريد مشروبات الكلي هيچكس هزينه ديگري نپرداخته است. بايد به خاطر داشت كه توليد و مصرف مشروبات الكلي براي اقليتهاي مذهبي يعني يهوديان، مسيحيان و زرتشتيان غيرقانوني نيست، از اين رو منابع تامين كننده فراواني وجود دارد و اين غير از مشروب قاچاقي است كه از طريق مرزهاي خلل پذير با آذربايجان، ارمنستان و تركيه وارد مي شود."
خانم صابري كه متولد نيوجرسي است و در داكوتاي شمالي بزرگ شد، شهروندي آمريكايي است. در واقع، او با رسيدن به مراحل پاياني مسابقه زيبايي (Beauty Pageant) به عنوان "ميس نورث داكوتا" در سال 1997 چيزي نمانده بود كه عنوان "ميس آمريكا" را تصاحب كند. اما پدر او متولد ايران است و اين براي مقامات ايراني از تابعيت (آمريكايي) خانم صابري و اصالت ژاپني مادر او، آكيكو، ظاهرا" اهميت بيشتري دارد.
آقاي صابري به راديو ملي سراسري گفت 6 سال پيش زماني كه دخترش براي كار خبرنگاري و تكميل پروژه فوق ليسانسش در زمينه ايران پژوهي (Iranian Studies) به ايران عزيمت كرد، ايران براي او رواديد ايراني صادر كرد.
آقاي مجد يادآور مي شود كه "ايراني بودن و آمريكايي بودن در آن واحد يك تيغ دو لبه است. از يك سو امنيت بيشتري را براي شخص فراهم مي كند چرا كه ايران نگران چهره خود است و بازداشت يك آمريكايي توجهات را بر مي انگيزد. اما از سوي ديگر، با توجه به اينكه اين شخص براي چه كسي مي نويسد و فعاليتهاي او چيست، مي تواند به ظن و گمان دامن بزند." آنطور كه آقاي مجد مي گويد خانم صابري "در برهه اي براي [شبكه] فاكس و بي بي سي كار مي كرد كه هر دوي آنها ابزارهاي تبليغاتي بر ضد ايران محسوب مي شوند."
خانم صابري آزادانه از ايران گزارش مي داد و اين از عكس بالاي اين پست كه او را با محمد خاتمي رييس جمهور سابق با دوربيني در دست نشان مي دهد، پيداست. نگاهي به سوژه هايي كه او در برخي از گزارشهايش بدانها پرداخته است شايد كمك كند تا علت بازداشت او را روشن شود.
آنطور كه خانم فتحي در گزارشش به نيويورك تايمز آورده است، دستگيري خانم صابري "در زماني رخ مي دهد كه فشارهاي قبل از انتخابات رياست جمهوري ماه ژوئن (خرداد ماه 88) كه در طي آن دو تن از نامزدهاي طرفدار اصلاحات با احمدي نژاد رقابت خواهند كرد، افزايش يافته است." يكي از آن نامزدها آقاي خاتمي خواهد بود كه رياست جمهوري اصلاح گرايانه اش واكنش تند محافظه كاران را در پي داشت كه آقاي احمدي نژاد را به قدرت رساند.
خانم صابري پيوسته به سوژه هايي مي پرداخت كه خطوط قرمز را در ايران محافظه كارتر كه آقاي احمدي نژاد اميدوار است تا همچنان هدايت آن را برعهده داشته باشد، زير پامي گذاشت. در سال 2007 خانم صابري گزارشي راديويي براي راديو ملي سراسري آماده كرد كه موضوع آن زناني بود كه به عنوان بخشي از "موج تازه امر به معروف و نهي از منكر برضد مدهايي كه غير اسلامي تلقي مي شد"، دستگير مي شدند. در سال 2006 او گزارشي درباره محبوبيت روزافزون صوفي گري، شكلي عرفاني از اسلام كه مورد غضب مقامات محافظه كار شيعي است، از تهران براي بي بي سي ضبط كرد. طبق گزارش خانم فتحي، دو هفته پيش حكومت "عبادتگاه اعضاي يك گروه صوفي موسوم به دراويش گنابادي" را در اصفهان ويران كرد.
خود آقاي خاتمي از فشار نيروهاي محافظه كار ايران در امان نبوده است. براساس گزارش ماه گذشته روزنامه بريتانيايي گاردين، يك روزنامه ايراني [كيهان] كه به حمايت از آقاي احمدي نژاد معروف است "به محمد خاتمي، پرزيدنت اصلاح طلب سابق، هشدار داد كه اگر در انتخابات رياست جمهوري پيش رو باقي بماند همچون بي نظير بوتو، رهبر سياسي فقيد پاكستان، جانش را به خطر مي اندازد". روبرت تيت (Robert Tait) ،خبرنگار گاردين در تهران، نوشت هشدار اين روزنامه "تهديدي نسبتا" پنهان از سوي تندروهايي بود كه با توسل به خشونت در صددند تا مانع از پيروزي خاتمي در انتخابات ژوئن (خرداد ماه) شوند." (*)
يادآوري: در حالي كه سايت اصلي روزنامه نيويورك تايمز باز است، براي دسترسي به اصل گزارش فوق با اين پيغام روبرو مي شويد: "مشترك گرامي، دسترسي به سايت موردنظر امكانپذير نمي باشد"!!
_____________________________________
پانوشتها:
۱. The Ayatollah Begs to Differ: The Paradox of Modern Iran
* نگاه اين روزنامه نگار غربي به مساله انتخابات در ايران از ديد من شايد چندان منطبق با واقعيات موجود نباشد اما بنا به اصل امانتداري كل گزارش را بي كم و كاست و بدون دستكاري آوردم.