تبليغاتX
آتشكده

آتشكده

ناراحت نباش فقط آگاه باش که ستم باقی نمی ماند

سوالي از نمايندگان مجلس جمهوري اسلامي

            

 

گفتار اين بار پاسخي است به تمام كساني كه مدعي اند نظام جمهوري اسلامي شايسته مردم ايران است. پيشتر يك بار درباره برنامه 90 و عادل فردوسي پور نوشتيم و اين بار هم محور بحث دوباره برنامه 90 است اما با اين تفاوت كه اين بار برآيند بحث محدود به شخص و هدف، صرفا" دفاع از اين برنامه و مجري آن نيست. 18 فروردين 88 " كميته تربيت بدني مجلس شوراي اسلامي" در پي انتقاد برنامه 90 از سرمربي جديد تيم (مثلا") ملي به انتقاد از اين برنامه و مجري آن پرداخت كه چكيده آن چنين است:

عادل فردوسی پور حق نقد این مربی ارزشی نظام جمهوری اسلامی را نداشته است و در صورت ادامه این روند بایستی پاسخگوی نوع رفتار خود باشد. در صورت نیاز نیز مسئولان صدا وسیما باید در مقابل نمایندگان توضیحاتی درباره عملکرد برنامه 90 ارائه دهند. (نقل از سايت فردانيوز)


تاملي گذرا بر نقل قول بالا به روشني نشان مي دهد كه چه نوع تفكري در پشت آن خوابيده است. اول آنكه حق نقد از يك برنامه ورزشي (و نه سياسي!) سلب شده است. اما چرا؟ به اين دليل كه آقاي مايلي كهن "مربي ارزشي نظام جمهوري اسلامي" (و نه مردم ايران!) است!!! به استحضار نمايندگان خدوم ملت (!) مي رسانم آيا همين آقاي ارزشي نبود كه در دهه نود و به عنوان سرمربي در همين نظام ارزشها (!) به خبرنگاران مي گفت: "من خرخره شما را مي جوم"؟!! بله، وقتي پاي نظامي پادگاني و چاله ميداني به نام جمهوري اسلامي در ميان باشد سطح ارزشها هم بايد در همين حد باشد!!


اما بحثم نوع تفكر (كه چه عرض كنم!) نيست، بحثم اين است كه اينها نمايندگان چه كساني هستند؟ نمايندگان مردم؟؟؟ كدام مردم...مردم لبنان و فلسطين يا مردمي كه تا پاسي از نيم شب بيدار مي مانند و به برنامه پيامك مي فرستند؟؟ آقايان نماينده، كه از نمايندگي فقط برازندگي اش را ديده ايد و ديده ايم! مگر حرف شما نبايد حرف مردم باشد؟؟؟ ما كه مي دانيم شما نماينده چه كسي هستيد اما شما كه داعيه نمايندگي و نوكري مردم را داريد از شما مي پرسم آيا برنامه اي كه حمايت 93 درصدي مردمي را پيشتر در كارنامه خود دارد و در همان شبي كه آقاي ارزشي در برنامه حضور داشت بالاي 2 ميليون پيامك دريافت مي كند، بايد از سوي كساني مورد توبيخ قرار گيرد كه خود را نماينده همين مردم شب زنده دار مي دانند؟؟! اين است واقعيت عريان زندگي ما...و واقعيت عريان نظامي كه مدعي برگزاري انتخابات آزاد است!!! پيشتر كه آقايان كفاشيان و علي آبادي به برنامه 90 تاختند، شايد عده اي با خود گفتند رفتار اين افراد و واكنش آنها نمي تواند مورد تاييد اكثريت مردم باشد و نبايد رفتار آنها را ملاك قضاوت قرار داد، اما حالا چه حرفي براي گفتن باقي مي ماند؟؟ صد البته هويت اين نمايندگان پيشتر بارها به ما ثابت شده است و اين اتفاق چندان هم تازگي نداشت و ندارد...همان روز كه سركرده نمايندگان (!!) از جان گذشته اي را كه جانش را براي هم اينان كف دستش گرفته بود معتاد ناميد تا روحش را مثل جسم سوخته اش به آتش بكشد و حتي يك عذرخواهي خشك و خالي هم نكرد...همان روز كه لايحه پيگرد وبلاگ نويسان متخلف (بخوانيد مبارز) را به مجلس مي برند...همان روز كه 100 ميليون كمك با عوض و بلاعوض به پاس خدمتي ناشناخته به جيب مي زنند و وقتي صدايش در مي آيد شاكي مي شوند كه چرا قضيه را علني كرديد!!! (دست مريزاد به اين همه وقاحت!)...همان روز كه قضيه چكهاي 5 ميليون توماني براي يك آري ناقابل به جناب كردان مطرح مي شود و وقتي گندش در مي آيد آتش آن به ناچار دامن عوضعلي خان را مي گيرد تا پست وزارت را براي هميشه ببوسد و كنار بگذارد...اينها فقط شمه اي بود از اتفاقاتي كه به بيرون درز كرد و كيست كه نداند به قول خواجه "تا آن زمان كه پرده برافتد چه ها كنند"!! اينها گمان مي كنند به صرف داشتن مجلس و يك مشت خودفروخته مي توان مردمي را فريفت و با مارك دموكراسي كالاي بنجل جمهوري اسلامي را به آنان قالب كرد!!


و البته يك سوال هم دارم از آناني كه مي گويند حكومت جمهوري اسلامي شايسته مردم ايران است و اين رژيم همچنان نماينده اين مردم است: چه نسبتي ميان راي دست كم بيست ميليون ايراني كه پاي اين برنامه مي نشينند و بالاي 2 ميليون پيامك مي فرستند و بارها اين برنامه و خط مشي آن را تاييد كردند با توبيخ رسمي اين برنامه و مجري آن از سوي به اصطلاح نمايندگان همان بيست ميليون وجود دارد؟؟؟ مقياسها معمولا" خيلي حرفها براي گفتن دارند و يك حساب دو دو تا چهار تا هم خيلي سخت نيست...!


يادآوري: از اين پس به پيشنهاد دوست ارجمندم مسعود و به پاس بزرگداشت ميراث باستاني ايران زمين و كوروش بزرگ و همه پادشاهان دادگستر آن در پاي هر نوشتار تاريخ شاهنشاهي درج مي شود. اين بزرگداشت نه اعلام خط مشيي سياسي كه اداي دين كوچكي است به سرزميني كه به آن عشق مي ورزم و پاسخي است به ياوه گوياني كه در تلاشند ميراث گرانسنگ پيشينيان ما را به سخره بگيرند.


دوشنبه 23 فروردين 2568

-----------------------------------------------------------------

اين هم آخرين افاضات رسمي كسي كه عنوان "سرمربي تيم ملي فوتبال جمهوري اسلامي ايران" و لقب "ارزشي" را يدك مي كشد، تا بار ديگر معلوم شود ارزشها در جمهوري اسلامي به چه معنا هستند!!! نوع اصطلاحات به كار رفته در اين نامه عمق ارزش مداري اين مربي وطني را نشان مي دهد!!!:


بسمه‌تعالي

مردم عزيز، قهرمان و دوست داشتني ايران سربلند و هميشه جاويد. اين روزها پس از بازي شرافتمندانه اي كه تيم سايپا با جوانان برومند و شايسته اش برابر رقيب خود انجام داد و به اذعان همه؛ تيم سايپا صرفا به ارائه يك بازي با برنامه، كاملا جوانمردانه و پاك پرداخت؛ اما متاسفانه هم به هنگام مسابقه و هم طي روزهاي اخير مورد هجوم ناجوانمردانه ترين الفاظ در ميدان مسابقه و بيرون از آنكه تنها از شعبان بي‌مخ‌ها و نوچه هايشان بر مي‌آيد؛ پرداختند و درصدد آن هستند كه ضعف‌هاي فني خود را به اين و آن نسبت بدهند و هر آنچه كه خود و نوچه هايشان لايق آن هستند با سياه نمايي هر چه تمام‌تر به اين و آن نسبت داده، تا شايد بتوانند ضعف هاي فني خود را به نوعي از چشم اين و آن پنهان و لاپوشاني كنند. لذا به همين منظور به اين آقايان كوتوله و عوام فريب (كل يوم) كه حتي فاقد مدرك تحصيلي براي گروهبان قندلي شدن هستند اما لقب ژنرال را يدك مي‌كشند مي‌گويم كه از گل دقيقه 90 سايپا و پيامي كه آن گل به پهناي ايران عزيز اسلامي داشته؛ پند گرفته و هر چه سريعتر دست از نوچه بازي و نوچه پروري برداشته از كارهاي ناثواب [ناصواب!] و عوام فريبي دست بردارند. بديهي است هيچ دستي برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نيست و اوست كه اگر بخواهد كسي را خوار نمايد، خوار و اگر كسي را عزيز بداند عزيز خواهد كرد. اين مطلب شامل حال گنده باقالي‌هايي كه به عنوان نوچه در كنار اين آدم كوتوله هستند نيز مي‌شود.

محمد مایلی کهن 30 فروردین 1388


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط ايرانيكا  |