تبليغاتX
آتشكده

آتشكده

ناراحت نباش فقط آگاه باش که ستم باقی نمی ماند

كلاه سيد علي و بمب هسته اي!‏

           

نيم نگاهي به اتفاقات قبل و بعد از نمايش مضحك انتخابات خامنه اي و يك چشم تيزبين (كه اين روزها كم نيست) دو چشم انداز متفاوت را ترسيم مي كند، يكي بسيار اميدبخش و ديگري بسيار نگران كننده ...

قبل از "انتخابات" تمام تلاش رژيم تامين مشروعيتش بود و پشتوانه اين مشروعيت را در حضور ميليوني ايرانيان پاي صندوقها مي ديد. اينكه اين ايرانيان به اميد اصلاحات درون رژيم آمده باشند يا تغيير احمدي نژاد فرق چنداني براي رژيم نداشت. آنها اين حضور را مي خواستند و به آن رسيدند اما چه رسيدني كه از نرسيدن هزار بار بدتر بود! اين بار حضور حداكثري مردم براي رژيم اهميت حياتي داشت، آنقدر حياتي كه در مناظرات تلويزيوني با ميل خود سرش را زير گيوتين گذاشت؟! رژيمي كه در 4 سال گذشته سانسور خبري، جعل اخبار، تعطيلي نشريات، زنداني و شكنجه كردن وحشيانه آزاديخواهان و حق طلبان را به اوج رسانده بود و همين امروز مردمي را كه تا ديروز حماسه ساز بودند اينگونه قلع و قمع مي كند، قطعا به فكر جريان آزاد فكري نبود و نيست. حال چرا مي گوييم خودكشي؟ هدف قرار دادن هاشمي و خانواده او كه از ستونهاي خيمه جمهوري اسلامي و يار غار خميني بود، آيا جز خودكشي معناي ديگري داشت؟ آيا "بگم؟ بگم؟" آقاي دكتر (!) چيزي جز نشان دادن عمق فساد و پنهان كاري در لايه لايه اين رژيم مي توانست باشد؟ ...


اين رژيم خوب مي داند، ما هم خوب مي دانيم و دنيا هم خوب مي داند كه بمب اتمي براي رژيمي با اين خصوصيات از آب و نان هم واجبتر است. تنها يك عدد بمب ناقابل هسته ايست كه ارزش خودكشي را دارد (يا دست كم سران رژيم اينطور فكر مي كنند)! بمب اتمي در دنياي امروز و در اين منطقه استراتژيك يعني قدرت بازدارندگي صد در صدي در توان نظامي، چيزي كه جمهوري اسلامي ديوانه آن است. مسئله اين بود كه تنور "انتخابات" به هر قيمتي بايد گرم ميشد تا دنيا ميخكوب شود و رژيم برگ برنده اش را سر ميز مذاكرات هسته اي روي سر آقاي اوباما بكوبد. قطعا در آن صورت ديگر از موضع ضعف نبودند و دست كم مي توانستند وقت كافي براي تكميل بمب اتمي خود بخرند. به تعبيري، اين "انتخابات" همان "يك ياحسين" ي بود كه احمدي نژاد گفته بود و جالب آنكه اين "يا حسين" (يا حسين، مير حسين) را همان كساني فرياد زدند كه امروز خس و خاشاك خوانده مي شوند!


دنيا ميخكوب شد اما نه آنطور كه رژيم مي خواست! با تمام احترامي كه براي شخص ميرحسين موسوي و ايستادگي اش قائلم، بر اين باورم كه اگر او رييس جمهور قانوني رژيم مي شد وضع ما به مراتب بدتر مي بود. اگر ميرحسين موسوي و اين مردم سبزپوش به حداقل حقشان رسيده بودند امروز رژيم هم مشروعيت داشت هم مقبوليت (!!) و راه دستيابي به بمب اتم هم هموار بود و چهار سال بعد شايد اصلا ديگر نيازي به همين مقبوليت هم نداشتند (مشروعيتشان كه از بالا با يك چك سفيد امضا رسيده است!). آن وقت به پشتوانه همين حضور ميليوني كه همه را به پاي تاييد نظام و جنايات ريز و درشت خود نوشتند، هم صداهاي مخالف را راحت تر خفه مي كردند و هم در آينده نزديك و زماني كه مجهز به THE BOMB شده بودند وضعيتي به مراتب بدتر را بر ما تحميل مي كردند. اما خامنه اي و ساكنان خيمه ولايت او مرتكب يك اشتباه مهلك شدند و آن از قلم انداختن مردم بود، مردمي كه از سي سال دروغ و جعل و تجاوز به جان آمده بودند و امروز حتي به حضور سبز خود زير بيرق "يزيد" راضي بودند تا بلكه گشايشي حاصل شود. اين محاسبات را هر كودكي مي تواند بكند. اينطور كه پيداست رژيم قدرت مردم و اصولا پتانسيل چنين اعتراضي را دست كم گرفته بود و تاوان اين اشتباه آفريدن "بحراني" است كه رژيم را تهديد مي كند و رفسنجاني هم به آن اعتراف كرد. شايد اعتماد به نفس بيش از حد به قدرت باطوم و گاز اشك آور و گلوله آنها را به طمع انداخت تا دست به اين حماقت تاريخي بزنند.

 

به هر حال طوفان آغاز شد؛ چيزي شبيه يك سونامي كه رهبر نشسته بر ساحل امن را به تكاپو انداخت. مامور فرستاد، خودش عربده كشيد اما آنچه نبايد مي شد شد و خوب شد! اتفاقي افتاد كه كمتر كسي انتظارش را داشت. مردم به خيابانها آمده بودند و ملايان احمق و در راس آنها خامنه اي فاشيست مات و مبهوت مثل بيماري كه رعشه گرفته باشد هر روز با هذيان مردم را دعوت به آرامش مي كردند. اما نكته اين بود كه ترس مفرط احتمال حماقت را بالا مي برد: راهپيمايي آرامي كه روزهاي اول با شعارهاي "موسوي، كروبي، راي منو پس بگير" شروع شده بود با اوج گيري سركوبهاي وحشيانه تبديل به تظاهراتي خونين با شعار "مرگ بر ديكتاتور" شد تا جاييكه تظاهركنندگان در سالگرد قيام 18 تير آشكارا شعار "مرگ بر خامنه اي" و "خامنه اي قاتله، ولايتش باطله" سر مي دهند؛ تا جاييكه امروز مهره هاي داخل نظام و اصلاح طلباني مثل خاتمي كه ديروز از ترس رهبر به دستشويي سازمان ملل پناه برده بود تا با كلينتون روبرو نشود، امروز حرف از برگزاري رفراندوم براي تعيين مشروعيت دولت احمدي نژاد سر مي دهند و رفسنجاني حرف "معظم له" را به چيزي نمي خرد و حرف از گفتگو براي حل "بحراني" مي زند كه مدعي است نظام را تهديد مي كند و رهبر آن را منكر مي شود؛ تا جاييكه موسوي با همان صراحت لهجه "مقام شامخ ولايت" مي گويد مبارزه را ادامه مي دهد (و اگر ندهد خودش خوب مي داند چه بر سرش مي آيد)؛ تا جاييكه كروبي مي گويد اين دولت را مشروع نمي داند؛ تا جاييكه بسياري از مراجع قم ترجيح مي دهند حسابشان را از رهبر جدا كنند و آيت الله منتظري آن "مقام عظما" را ظالم مي خواند و ولايتش را باطل؛ تا جاييكه مجلس (مثلا) خبرگان مجبور مي شود در بيانيه اي ولايت فقيه را سرمايه نظام بخواند و احمد خاتمي خطيب اين هفته نماز جمعه همين حرف را دوباره تكرار كند.

 

اينها همه به اين معني است كه كلاه سيد علي، ديكتاتور معروف، ديگر پشم سابق را ندارد و اين يعني تيشه بر ريشه سي سال ديكتاتوري؛ اگر خاتمي امروز آنقدر جرات مي يابد كه به رهبر پشت مي كند و حرف از رفراندوم براي تعيين مشروعيت دولت مي زند، اين حاصل رشادتهاي فرزندان اين آب و خاك است، حاصل رشادتهاي ندا ها و سهراب ها است، حاصل خونهايي است كه بر زمين ريخته شده است. اينها حاصل همين مبارزات يكي دو ماهه اخير ماست. حرف از رفراندوم زدن براي تعيين مشروعيت دولت احمدي نژاد گرچه خواست نهايي اين مردم آن هم بعد از اين همه كشته دادن بعد از سي سال نيست، اما گامي رو به جلوست. فردا همين خاتمي و همه اصلاح طلبان در قدم بعدي بايد به خواست عمومي براي تعيين نوع حاكميت گردن بنهند چون اگر غير از اين باشد خود خاتمي خامنه اي ديگري خواهد بود. خاتمي 12 سال پيش بايد مثل امروز رفتار مي كرد تا تكليف همه با اين رهبر ديكتاتور و بالاتر از آن جمهوري اسلامي زودتر از اين روشن مي شد. چشم انداز اميدبخش فردا همين است، اينكه ريشه ديكتاتوري آسيب اساسي ديده است و دير يا زود بساط آن برچيده خواهد شد و بايد اميدوار بود كه اين تعيين تكليف نهايي خونين نباشد و از راه مسالمت آميز و با دخالت نهادهاي جهاني  صورت گيرد.

 

اما چشم انداز نگران كننده كدام است؟ اين رژيم حالا ديگر بر شتاب خود براي دستيابي به سلاح هسته اي افزوده است و گزارشهايي وجود دارد كه محدوديت در كار ناظران را بيشتر كرده اند. اداره امنيت آلمان (BND) هم مدعي شده است كه رژيم تا 6 ماه آينده مواد لازم را براي توليد اولين كلاهك اتمي در اختيار خواهد داشت. اين رژيم و در راس آن خامنه اي و سران سپاه حالا ديگر به خوبي مي دانند كه براي ادامه حكومت راهي جز اعمال خشونت باقي نمانده است و اعمال خشونت بيشتر قطعا عواقب خوبي نه در داخل و نه در خارج براي رژيم نخواهد داشت و روند نابودي ان را تسريع مي كند. درست است كه در دست داشتن بمب اتمي نمي تواند مانع از فروپاشي رژيم از درون باشد اما خيال آنها را از بابت حمله خارجي آسوده خواهد كرد و آن روز براي ما كه در داخل زندگي مي كنيم روزگار سختي خواهد بود...بسيار سخت تر از امروز؛ آن روز مبارزه سخت تر خواهد بود چون يك كلاهك هسته اي آماده شليك تضمين خوبيست براي جري تر شدن رژيمي كه ثابت كرده است براي حفظ بيضه اسلام هيچ مرز انساني نمي شناسد.

 

اينكه دنيا و آقاي اوباما سرانجام چه تصميمي در قبال برنامه هسته اي اين رژيم خواهند گرفت گرچه بر سرنوشت ما و آنها تاثير خواهد گذاشت، نبايد نقطه اتكاي ما باشد. هر ملتي تاريخش را خودش مي سازد، و هر ملتي وقتي ملت است كه افرادش با هم باشند. اين روزها ما ياد گرفتيم چگونه با هم باشيم (چيزي كه خودمان هم فكر مي كرديم يادمان رفته است) و تاثير آن را مي بينيم. اما آيا نيروهاي اپوزيسيون ما در خارج از مرزها هم با هم هستند؟ آنها كه ادعا مي كنند ايراني هستند و دلشان براي وطنشان مي تپد آيا با هم هستند؟ آيا نقش خود را باور كرده اند يا فقط قلم به دست بر اين باورند كه كاري جز نوشتن ندارند؟ و اين نوشتن براي چه و تا كي؟ براي ايراني كه فقط در خاطرمان نقش بسته است؟ بياييد و در اين لحظات حساس اختلافات را كنار بگذاريد و به ايران واقعي بيانديشيد نه ايراني كه محكوم شده است به اينكه روي طاقچه تاريخ خاك بخورد...براي مردمي كه مدعي هستيد هموطن شما هستند. آيا دقت كرده ايد كه اكثر هماهنگي ها براي برگزاري تجمعات و راهپيمايي ها خودجوش است؟ اين مردم نقش شما را خودشان به عهده گرفته اند و شما نشسته در كنج غربت تنها به اختلافات حزبي تان مي انديشيد و براي فرداي ايران نسخه مي پيچيد! يك اپوزيسيون متحد و قوي با يك اتاق فكر قوي حداقل مي تواند مرجعي تعيين كننده براي هماهنگي اعتراضات و اعتصابهاي مدني باشد، آنقدر تعيين كننده كه كمر رژيم را بشكند. بياييد قدر فرصتهاي تاريخي را بدانيم تا فردا دچار حسرت نشويم.


شنبه 3 امرداد 2568

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت   توسط ايرانيكا  |