وقتي خوش است، بشتاب!
به نام یزدان مهرپرور
سال نو نزديك است و اكنون كه من اين نوشته را سامان مي دهم بهار پشت در ايستاده است و من و ما مي دويم تا در را باز كنيم! در اين يك سال از بد زمانه نوشتيم بسيار...از ستم چرخ گردون نوشتيم فراوان...از نامراديها...و نامردميها، ... گفتيم تا يادمان نرود كه هر واقعيتي حقيقت نيست، همانطور كه هر حقيقتي واقعيت نيست. هر روز در گوشم زمزمه كردم كه واقعيت را نبايد به جاي حقيقت پذيرفت و نه حقيقت را فداي واقعيت كرد. آنچه بودم غير از اين نبود و در آنچه نگاشتم غير از اين منظوري نداشتم ...و نخواهم داشت. بسيار گفتيم و شنيديم از آنچه بر سر ما رفت و مي رود اما هرگز بر آن نبودم كه "آنچه بر سر ما مي رود ارادت اوست" چرا كه باور دارم "چرخ بر هم زنم ار غير مرادم گردد/من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ فلك". مهم نيست اين چرخ را چه كسي مي چرخاند و يا به قول بعضيها وسيله كيست!!...مهم آن است كه ستم چرخ را به اسم دين و مصلحت و قضا و قدر نپذيريم و در حد توان بكوشيم كه گفته اند "به راه باديه رفتن به از نشستن باطل/كه گر مراد نيابم به قدر وسع بكوشم".
در اين گفتار مي خواهم صميمانه ترين شادباشها را نثار دوستان خوبم در اين دنياي مجازي كنم بدون آنكه بخواهم در آستانه سال نو خاطري را مكدر كرده باشم كه نوروز است و به رغم عدو نوروز باستاني ما روز جشن و سرور. از ته جان خوشحالم كه هنوز آيينهاي كهن خود را پاس مي داريم و خوشحالترم كه اين سال و روز نو را به دوستان و هم ميهنان جانم شادباش مي گويم. از صميم دل آرزو مي كنم سالي كه در پيش داريد سالي همراه با تندرستي، شادي و كاميابي روزافزون باشد.
نميدانم امسال را به چه نامي مزين خواهند كرد!! اما آرزو مي كنم آنچه در اين سال رقم مي خورد حاصلش احياي دوباره زندگي، آزادي، مردانگي و هر آنچه خوبي است باشد. آرزو مي كنم هيچ انسان آزاده اي در بند نباشد و هيچ پدري شرمسار زن و فرزندش نباشد. آرزو مي كنم سزاي نيك و بد به كمال داده شود و هيچ حقي ناحق نشود. آرزو مي كنم هم ميهنان بيمارم از بستر بيماري برخيزند و ديگر هرگز طعم تلخ ناخوشي را نچشند. آرزو مي كنم هر آنچه خوبي است براي هر كه دل در گرو اين خاك پاك دارد. آرزو مي كنم بهترينها را براي پاكترين فرزندان ايران. آرزو مي كنم برآورده شدن همه آنچه را كه خوبان پارسي گو در آرزوي آن هستند و نابودي هر آنچه پليدي است..."واوه نارگس" مي گويد: "محالترين و جسورانه ترين آرزوها گاهي اوقات منجر به موفقيت فوق العاده شده اند". آرزوهاي ما آنقدر محال نيست كه آرزوي انسان براي پرواز بود!...و سخني با آناني كه گمان مي كنند در اين يك سال بيهوده وقت خود را تلف كرده ايم:
افتخار از آن كسي است كه عملا" درون گود است، صورتي آغشته به خاك و عرق و خون دارد؛ دليرانه تلاش مي كند؛ خطا مي كند و بارها و بارها در مي ماند، كسي كه اشتياقهاي بزرگ را مي شناسد؛ و خود را نثار چيزي ارزشمند مي كند، كسي كه در اوج شادماني فتح در راهي بزرگ را در مي يابد، و در حضيض، اگر شكست بخورد دليرانه شكست خورده است. بنابراين جايگاه او هرگز با آن ارواح سرد و ترسويي كه نه پيروزي را مي شناسد و نه شكست را، يكي نيست. (تئودور روزولت)
نميدانم در سالي كه پشت سر گذاشتيم چند نفر به اين بهار نرسيدند. براي همه درگذشتگان و بويژه كساني همچون حشمت ساران، كوروش احمدي و اخيرا" در آستانه تحويل سال اميدرضا ميرصياقي و همه و همه كه جانشان را فداي آرمان بلندشان كردند آرامش آرزو مي كنم و از يزدان مهرپرور مي خواهم تا آرمان بلندشان را بلندآوازه تر كند و آناني كه خنجر خود را از پشت بسته اند بيش از پيش رسوا و ما را در رسيدن به آنچه كه آن عزيزان در راهش جان باختند بيش از پيش ياري كند. روح همه درگذشتگان شاد باد: "يارب اين قافله را لطف ازل بدرقه باد...". ما كه نمي دانيم، آيا واعظان شهر مي دانند... سال دگر كه دارد اميد نوبهاري؟!!



