آقاي خامنه اي، با تهديد به جايي نمي رسيد

جناب آقاي رهبر معظم! افاضات شما را در نماز جمعه تهران (29/03/1388) شنيدم و لازم ديدم نكاتي را يادآوري كنم:
پس از برگزاري انتخاباتي كه نتيجه آن را از قبل پيش بيني مي كرديم شايد كسي اين حجم از اعتراضات را پيش بيني نمي كرد دقيقا به اين دليل كه كسي اين درجه از حماقت را هم در انتصاب "رييس جمهور" آينده پيش بيني نمي كرد طوري كه دست پشت پرده به وضوح ديده شود! فعلا پز حضور مردم را بدهيد و راي آنان را به منزله تاييد نظام پوسيده تان به حساب آوريد اما يقين دارم خودتان هم فهميديد كه چه گندي زده ايد. توهين آشكار به شعور مردمي كه سي سال است از جهل و ستمكاري شما به ستوه آمده اند و منتظر بزنگاهي بودند تا فرياد رساي شان را به گوش مبارك برسانند، نتيجه اي جز اين نمي توانست داشته باشد. البته مي دانم حضرتعالي اعتماد به نفس بالايي داريد و گمان كرديد حالا كه اين مردم سي سال را زير چوب و تركه مزدوران شما تاب آورده اند پس از اين هم هر شكري خورديد دم بر نمي آورند و تا قيام قيامت مي توان آنها را با چوب و چماق سرجاي خودشان نشاند. اما ديديد كه قضيه آنقدرها هم كه شما تصور كرديد ساده نيست و پيشتر هم عرض كردم كه تهديد و ارعاب تا جايي جواب مي دهد و بعد از آن بايد به فكر راه ديگري باشيد. امروز همان روز است.
امروز شايد راه آن اين باشد كه از مواضع خود كوتاه بياييد و به خواست مردمي كه شديدا به شعورشان توهين شده (و البته ما هم قبلا به آنها هشدار داده بوديم) گردن بنهيد. اما امروز شما از در مقابل وارد مي شويد و از تريبون نماز جمعه ما را تهديد مي كنيد و خيال مي كنيد اكنون كه با دلارهاي نفتي ما مشتي مزدور و چماقدار اجير كرده ايد مي توانيد به سبك مكتب خانه هاي قديم ملت را فلك كنيد تا ديگر خواسته هاي به حقشان را "كف خيابان" جستجو نكنند!! آقاي خامنه اي! شايد تربيت شما مكتبي باشد اما نه ايران مكتبخانه است نه شما ملاباجي و نه ما آن كودك نابالغ و سربه راه كه شما انتظار داريد! اگر ديروز صداي اعتراضها را خفه مي كرديد براي اين بود كه با قشر خاصي سر و كار داشتيد اما امروز قضيه كاملا فرق مي كند؛ آن كساني كه راي شان را به حساب نظام خود واريز كرديد و پز آن را مي دهيد ملتي هستند از پير و جوان و مرد و زن كه دست بر قضا يك خواسته مشترك دارند و اين همان "وحدت كلمه" است كه "حضرت امام" بسيار بر آن تاكيد مي ورزيدند (گرچه در نهايت آن را به نفع خود و امثال شما مصادره كردند)!!
مي فرماييد ملت به نظام راي داد و از آن با عنوان "اعلام دلبستگی یکپارچه مردم به نظام اسلامی" ياد مي كنيد! جاي دوري نمي رويم؛ همين چند وقت بعد از "انتخابات" و اين حجم گسترده از وحشيگري نيروهاي نظامي، اوباش بسيجي و لباس شخصي و شمار كساني كه به دست همين مزدوران به كشته شدند را در نظر آوريم، به روشني مي توان دريافت كه نه شما از جنس اين مردم هستيد و نه اين مردم كه گماشته شما به آنها مي گويد "خس و خاشاك" چنين احساسي دارند، مگر اينكه بگوييم تحمل ضربات باطوم و جراحات چاقو اجر اخروي دارد و اين نظام آمده است تا به قول آن پير برباد رفته دنيا و آخرت ما را با هم آباد كند!!! اين مردم اگر پاي صندوقهاي مارگيري شما حاضر شده اند فقط به اين دليل بود كه جانشان از دست همين گماشته به لبشان رسيده بود و شما هم با راه انداختن جنگ زرگري خوب تنور را گرم كرديد! و البته از اين تنور سهم مردم بي خبر فقط حرارات اين تنور و سهم نظام ناني بود كه مي خواستيد با حلواي احمدي نوش جان كنيد اما زهر مار شد و سر گلويتان گير كرد و حالا مانده ايد آن را قورت بدهيد يا بالا بياوريد!
" بنده زیر بارِ بدعتهای غیرقانونی نمیروم چراکه در هر انتخاباتی طبعا برخی برنده نیستند و اگر امروز چارچوبهای قانونی شکسته شود در آینده نیز هیچ انتخاباتی مورد اعتماد نخواهد بود و مصونیت نخواهد داشت." لطف كنيد بفرماييد اگر قانون هست شما چه كاره هستيد كه اينگونه براي ما رجز مي خوانيد و قانون را منوط به تاييد خودتان مي دانيد؟! اگر قانوني باشد كه خودش كار خودش را مي كند و نيازي به رجزخواني و خط و نشان كشيدن شما نيست. اين چه قانوني است كه آقاي احمدي نژاد با اجازه شما از حساب ذخيره ارزي برداشت مي كند؟! شما كارشناس اقتصادي هستيد؟! يا مرجع قانون شما هستيد؟!! راستي شما كه قانون مي دانيد چرا قبل از تاييد قانوني بودن "انتخابات" از سوي شوراي نگهبان به گماشته خود تبريك گفتيد؟! لطف كنيد ديگر از قانون در اين خراب شده حرف نزنيد چون حتي وقتي از قانون حرف مي زنيد بي قانوني از سر و روي شما مي بارد! سوال ديگر اين است كه مردم بي قانوني و بدعت گذاري مي كنند يا شما كه دست به تقلبي شاخدار مي زنيد و بعد از آن براي شمردن راي مردم به چماق متوسل مي شويد؟!! چه كسي اين حق را به شما داده كه سگان شكاري خود را به جان حماسه آفرينان ديروز و اغتشاشگران امروز (!) بياندازيد و سياه و كبودشان كنيد؟؟ و طرفه آنكه وقيحانه مي پرسيد: "مسئولیت همین افرادی که از مردم عادی و بسیج در روزهای گذشته جان باختهاند با کیست و چه کسی جواب آنها را میدهد؟" قطعا عمه من مسئول اين حوادث نيست!! تازه به اين هم اكتفا نمي كنيد و بي شرمانه مي گوييد: "از همه میخواهم به این روش غلط خاتمه دهند که اگر خاتمه ندهند مسئولیت تبعات و هرج و مرج آن، برعهده آنها خواهد بود." و در ادامه ميخ طويله را محكم مي كوبيد تا نشان بدهيد كه صفت "معظم" برازنده شماست!: "اگر کسانی بخواهند راه دیگری بروند آنوقت من خواهم آمد و با مردم صریحتر صحبت خواهم کرد." يعني صريح تر از اين؟! زحمت نكشيد لطفا و ما را هم بيش از اين تهديد نكنيد چون شما هر چقدر هم كه "معظم" باشيد باز در برابر اراده اين جماعت ميليوني با همه چماقدارنتان پشيزي هم به حساب نمي آييد و صدايتان را هر چقدر هم كه بالا ببريد باز در برابر فرياد ميليوني اين جماعتي كه حق نيم بند خود را مي خواهد بيشتر از وزوز پشه نخواهد بود. پس سعي كنيد با توجه به موقعيت پيش آمده صحبت كنيد تا حداقل در جمع خوديها به حماقت مضاعف متهم نشويد.
در جاي ديگري گفتيد: "اینکه بروند در کوی دانشگاه و جوان دانشجوی مؤمن و حزب اللهی را آنهم با شعار رهبری مورد تهاجم قرار دهند دل انسان را واقعا خون میکند." تعريف "دانشجوي مؤمن و حزب اللهي" خود جاي بحث دارد اما سوالي از شما دارم. 18 تير سال 78 را به ياد داريد؟ آن موقع هم همين اداها را در آورديد اما ديديم آخرش چه بر سر دانشجويان آورديد و حتي خون به ناحق ريخته عزت ابراهيم نژاد را به بهاي يك ريش تراش خريديد! از سال 78 تا 88 شما چه كرديد كه امروز دوباره همان حادثه تكرار مي شود و شما كه خود را انسان مي دانيد مدعي هستيد كه دلتان خون شده است! اين حوادث يا با اطلاع شما رخ مي دهد كه تكليف روشن است و يا بدون اطلاع شما كه آن وقت بايد گفت اداي انسانهاي مقتدر را در نياوريد وقتي نمي توانيد افراد وابسته به خود را كنترل كنيد. حال اينكه چرا عاملان اين حوادث مجازات نمي شوند تا دل خونين شما كمي تسلا يابد، بايد از شخص شما پرسيد.
كلام آخر آقاي خامنه اي: اگر خواست مردم را پذيرفتيد كه قدري حماقت خود را جبران كرده ايد والا اگر رژيم شما تا 4 سال ديگر هم بتواند دوام بياورد براي "انتخابات" بعدي به تعداد صندوقها بايد مگس كش تهيه كنيد! مهمتر از همه ترس اين مردم كم كم دارد مي ريزد (اگر تا حالا نريخته باشد) و اين نشانه خوبي براي شما نيست و عواقب خوبي برايتان نخواهد داشت...بترسيد از روزي كه دستتان به خون بيشتري آلوده شود. من خير خواه شما نيستم چون "جان ناقابل" شما برايم پشيزي ارزش ندارد، و از طرفي عمر خود را كرده ايد و اينك لب گور ايستاده ايد؛ دلم به حال جوانان اين سرزمين مي سوزد كه ديروز با شور و شوق پاي صندوقهاي شعبده بازي شما آمدند تا بلكه محمود راي نياورد و امروز با آرزوي ديروز و اميد فردا در برابر قداره بندان شما سينه سپر كرده اند تا حق ناچيز خود را از شما پس بگيرند. اگر از خدا نمي ترسيد از عاقبت خود بترسيد و نمونه هاي آن از پينوشه تا صدام فراوانند براي عبرت آموزي...
شنبه 30 خرداد 2568


